ایران از کجا شروع شد؟

Published

This post is also available in: English

آیا این داستان از دوران امپراتوری هخامنشیان شروع می‌شود، همان دوره‌ای که یونانیان آن را پرشیا (Persia) می‌نامیدند؟ 

ایرانیان در این دوران، با یکپارچه کردن چهار گهواره بزرگ تمدن، یعنی میان‌رودان، فلات ایران، مصر و هند، نخستین امپراتوری جهانی تاریخ را پدید آوردند. این قلمرو گسترده، افزون بر بخش‌های بزرگی از آسیای میانه، هند، ایران، قفقاز، ترکیه، عراق و سوریه، تا شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب‌شرقی اروپا نیز گسترش داشت. به این ترتیب، هخامنشیان به نخستین قدرتی تبدیل شدند که در سه قاره شناخته‌شده آن روز حضور داشت. وسعت این امپراتوری چنان بود که بر پایه برخی برآوردها، نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت جهان آن زمان را در بر می‌گرفت. [۱][۲]

اما داستان ایران از هخامنشیان آغاز نمی‌شود. داستان پر قصه ایران بسیار کهن‌تر است. 

تصویر ۱- ایران هخامنشیان

وقتی از ایران سخن می‌گوییم، می‌توان دو مفهوم جدا اما مرتبط را در نظر گرفت: ایران به‌عنوان یک تمدن و ایران به‌عنوان یک کشور. در کنار هم، این دو نگاه تصویر کامل‌تری به ما می‌دهند.

ایران به عنوان یک کشور

در تعریف رایج امروز، یک واحد سیاسی زمانی کشور به‌شمار می‌آید که چهار ویژگی داشته باشد. نخست، سرزمین با مرزهای مشخص جغرافیایی. دوم، جمعیت، یعنی مردمی که در این مرزها زندگی می‌کنند. سوم، حکومت، یعنی نهادی مرکزی برای قانون‌گذاری. چهارم، حاکمیت، یعنی استقلال سیاسی و توان اجرای اراده حکومت در آن سرزمین. [۳]

با این نگاه، شکل‌گیری پادشاهی ماد در حدود ۲۷۰۰ سال پیش را می‌توان یکی از نخستین گام‌ها در پدید آمدن واحدی سیاسی دانست که بعدها در روزگار ساسانیان «ایران» نام گرفت. مرکز این پادشاهی هگمتانه بود، همدان امروزی. شهری که در روایت‌ها با هفت دیوار رنگارنگ توصیف شده است. یونانیان آن را اکباتان (Ecbatana) می‌نامیدند. [۴][۵]

تصویر ۲ - ناحیه تحت‌تاثیر امپراتوری ماد‌ها

اما تمدن ایرانی بسیار کهن‌تر از کشور ایران است. اگر تمدن را شکل‌گیری جوامع سازمان‌یافته با ساختار سیاسی و اجتماعی، شغل‌های تخصصی مانند سفالگری و ابزارهای مدیریتی مانند خط بدانیم، نشانه‌های آن در فلات ایران هزاران سال پیش از پیدایش کشور ایران دیده می‌شود. [۱]

تمدن ایرانی

نخستین نشانه‌های این تمدن را می‌توان در تپه گنج‌دره (Ganj Dareh) در غرب ایران دید. جایی در دل کوه‌های زاگرس که حدود ۱۰،۰۰۰ سال پیش، زندگی روستایی در آن شکل گرفت. چند هزار سال بعد از آن، در تپه سیلک (Tepe Sialk)، حدود ۸۰۰۰ سال پیش، روند دگرگونی یک جامعه ساده روستایی به جامعه‌ای پیچیده‌تر و شهری به‌روشنی دیده می‌شود. [۱][۶]

نمونه مهم دیگر، تمدن جیرفت (Jiroft) است که حدود ۵۰۰۰ سال پیش در جنوب‌شرقی فلات ایران شکوفا شد. در این منطقه، هنر پیشرفته حکاکی روی سنگ، نشانه‌هایی از یک نظام نوشتاری ویژه و توان مهندسی در ساخت سازه‌های بزرگ دیده می‌شود. کاوش‌های تازه در محوطه‌هایی مانند کُنارصَندل (Konar Sandal) نشان می‌دهد که جیرفت تنها یک کانون تمدنی محلی نبود، بلکه حلقه‌ای میان تمدن‌های منطقه غرب آسیا به‌شمار می‌آمد. از یک سو به تمدن دره سند در شرق پیوند داشت و از سوی دیگر با تمدن‌های میان‌رودان در غرب در ارتباط بود. [۷]

تصویر ۳ - نخستین نشانه‌‌های تمدن ایرانی

با این حال، تمدن ایران در انزوا شکل نگرفت. این تمدن در دل شبکه‌ای از ارتباط با دیگر تمدن‌ها پدید آمد و همواره با آن‌ها در تعامل بود. ایران با تمدن‌هایی چون عیلام، آشور و بابل در تماس بود و به‌طور غیرمستقیم از سومر نیز تاثیر پذیرفت.

برای شناخت درست ایران، چه به‌عنوان تمدن و چه به‌عنوان کشور، باید این پیوندها و تاثیرهای دوطرفه را در نظر گرفت.

تاثیرات تمدن‌های آغازین دیگر بر ایران

معماری و هنر

در معماری، یکی از عناصر مهم، استفاده از سکو (Platform/Terrace) است که ریشه آن را می‌توان در سازه‌هایی مانند زیگورات چغازنبیل در معماری عیلامی دید. معماران ایرانی این ایده را با عناصر پیشرفته معماری یونانی، مصری و لیدیه درآمیختند و سبک ویژه‌ای در پاسارگاد و پارسه پدید آوردند.

تصویر ۴ - مقایسه معماری پارسه (در راست) با مدل بازسازی شده زیگورات چغازنبیل (در چپ) 

در سمت چپ، مدل بازسازی‌شدهٔ زیگورات چغازنبیل را می‌بینید که نشان می‌دهد چگونه در ۱۲۵۰ پ.م از مفهوم طبقات و سکو برای ایجاد شکوه استفاده می‌شد. در سمت راست، کاخ داریوش در پارسه نشان می‌دهد که معماران ایرانی چگونه حدود ۱۰۰۰ سال بعد، همان ایده «سکو» را به اوج کمال و ماندگاری در دل سنگ رساندند.

در نمونه‌ای دیگر، آجرهای لعاب‌دار و نقش‌های رنگی کاخ آپادانا در پارسه، به‌طور مستقیم از هنر بابل و آشور الهام گرفته شده است. همچنین نقش‌برجسته‌های آشوری بر سنگ‌نگاره‌های ایرانی تاثیر چشمگیری گذاشتند. [۸]

تصویر ۵. راست: کاخ آپادانا، پارسه، حدود ۵۱۵ پ.م. چپ: شهر نمرود (عراق کنونی)، دورهٔ آشور نو، حدود ۷۲۸ پ.م. 

سنگ‌نگاره سمت چپ را تمدن آشور ساخته است و حدود ۲۰۰ سال بعد، سنگ‌نگاره سمت راست به دست ایرانیان پدید آمده است. شباهت چشمگیری در شیوه نمایش مو و ریش افراد در این دو اثر دیده می‌شود. به نظر می‌رسد حتی در معیارهای آراستگی ظاهری نیز تمدن آشور بر ایران تاثیرگذار بوده است.

نوشتار و زبان

خط میخی که حدود ۵۲۰۰ سال پیش به دست سومریان ابداع شد، در تمدن‌های اکدی، عیلامی و آشوری گسترش و تکامل یافت. پارسیان باستان نیز از این سامانه نوشتاری الهام گرفتند و خط میخی ویژه خود را پدید آوردند. [۹]

تصویر ۶. کتیبه خشایارشاه هخامنشی، وان، ترکیه، قرن ۵ پ.م

کتیبه خشایارشاه هخامنشی در وان ترکیه، نمونه‌ای تحسین‌برانگیز از یک متن سه‌زبانه (Trilingual) است. در این کتیبه، یک پیام واحد به سه زبان و با سه نوع خط میخی نوشته شده است. متن در هر سه بخش یکسان است، اما به سه زبان اصلی امپراتوری هخامنشی، یعنی پارسی، عیلامی و بابلی، نگاشته شده است.

پارسی باستان (Old Persian) در ستون سمت چپ، زبان مادری شاهان هخامنشی است. عیلامی (Elamite) در ستون میانی، زبان اداری و دیوانی امپراتوری است که ریشه در تمدن کهن عیلام دارد. بابلی یا اکدی (Babylonian/Akkadian) در ستون سمت راست، زبان تمدن‌های کهن میان‌رودان است. هخامنشیان با این کار نشان می‌دادند که پادشاه همه اقوام و تمدن‌های زیر فرمان خود هستند. [۱۰]

به‌کارگیری خط و زبان بابلی و عیلامی در کنار پارسی باستان در کتیبه‌ها، نشانه‌ای از احترام به سنت‌های کهن تمدن‌های پیشین و راهی برای برقراری ارتباط با بخش‌های گوناگون امپراتوری بود. [۱۱]

امپراتوری هخامنشی، افزون بر کتیبه‌نویسی، در ارتباطات و مکاتبات روزانه نیز چندزبانه و متاثر از تمدن‌های همجوار بود. یک شاهزاده پارسی در گفتگو با خانواده و نجیب‌زادگان به پارسی باستان سخن می‌گفت، اما برای مکاتبات رسمی از زبان و خط آرامی استفاده می‌کرد. این خط را آرامیان، از اقوام سامی (Semitic)، پدید آوردند و در غرب آسیا گسترش دادند. خط آرامی، برخلاف خط نشان‌محور میخی، الفبایی بود و به‌راحتی با قلم روی پاپیروس یا چرم نوشته می‌شد.

داریوش بزرگ زبان آرامی را به‌عنوان زبان رسمی سراسر امپراتوری برگزید. این تصمیم باعث شد که یک کارمند امپراتوری در هند بتواند نامه‌ای بنویسد که در مصر یا پارسه به‌راحتی خوانده شود. به این ترتیب، زبان آرامی عملا به یک زبان میانجی (Lingua Franca)، یا همان زبان بین‌المللی، در عصر هخامنشیان تبدیل شد. [۱]


مذهب و اساطیر

بسیاری از نمادهای بصری مذهبی ایران ریشه در تمدن‌های آغازین دیگر دارند. برای نمونه، فرَوَهَر ریشه در خورشید بالدار تمدن آشور دارد. ایرانیان با هنرمندی این نماد قدرت در فرهنگ آشوری را به نمادی از مفاهیم معنوی و اساطیری در فرهنگ خود دگرگون کردند.

در حالی که خورشید بالدار در نینوا نشان‌دهنده خدای آشور، شَمَش (Shamash)، بود، در پارسه فروهر به نمادی از فَرّ ایزدی و نیروهای نگهبان تبدیل شد. [۱۲]

تصویر  ۷. راست:‌ سنگ‌نگاره نشان فروهر، پارسه، قرن ۵ پ.م. چپ:‌ سنگ‌نگاره شَمَش، کاخ شمال غربی نمرود (عراق کنونی)، قرن ۹ پ.م.  

مفاهیم اسطوره‌ای مربوط به نبرد خیر و شر و ایزدان نگهبان، مانند گاوهای بالدار در ورودی کاخ‌ها، نیز از هنر و باورهای مذهبی آشور و بابل به فرهنگ بصری و اعتقادی ایران راه یافتند. [۱۳]

قانون‌گذاری و دیوان سالاری

ساختار اداری هخامنشیان، به‌ویژه در بخش بایگانی و حسابداری، از نظام دیوان‌سالاری عیلامی تاثیر گرفته بود. در مرکز امپراتوری نیز امور مالی در اختیار دبیران عیلامی قرار داشت. [۱۴]

در زمینه قانون‌گذاری، کتیبه‌های حقوقی بابل، مانند منشور حمورابی، بر شکل‌گیری مفهوم «عدالت شاهی» و تدوین قوانین در دوران امپراتوری‌های نخستین ایران تاثیرگذار بودند. [۱۵]

نتیجه

در نهایت، پاسخ به این پرسش که «ایران از کجا شروع شد؟» به نوع نگاهی بستگی دارد که به ایران داریم. اگر ایران را یک کشور بدانیم، می‌توان آغاز آن را پادشاهی ماد در نظر گرفت. اما اگر ایران را یک تمدن ببینیم، ریشه‌های آن بسیار کهن‌تر است و به هزاران سال پیش، به نخستین جوامع روستایی و سپس شهری در بخش‌های گوناگون فلات ایران برمی‌گردد. در این نگاه، ایران از یک لحظه مشخص آغاز نشده، بلکه از روندی تدریجی و پیوسته زاده شده است. این روند در تعامل مداوم با تمدن‌های همسایه شکل گرفت و با جذب و بازآفرینی عناصر فرهنگی، هنری، زبانی و سیاسی آن‌ها، به هویتی یگانه رسید و به‌تدریج به آنچه امروز می‌شناسیم تبدیل شد.  

منابع

Text:

1. Hassan Fazeli Nashli, Roger Matthews, The Archaeology of Iran: From the Palaeolithic to the Achaemenid Empire
2. Ian Morris, Historical Population Estimates
3. Montevideo Convention, 1933
4. I.M. Diakonoff, The History of the Medes
5. Herodotus, The Histories
6. Philip Smith, Excavations at Ganj Dareh
7. Yousef Madjidzadeh, Jiroft: The Earliest Oriental Civilization
8. Mark B. Garrison, The Ritual Landscape at Persepolis: Glyptic Imagery from the Persepolis Fortification Archive
9. Christopher Woods, Visible Language
10. Christopher B. F. Walker, Cuneiform (Reading the Past)
11. Elspeth R. M. Dusinberre, Empire, Authority, and Autonomy in Achaemenid Anatolia
12. Pierre Briant, The Achaemenid Empire
13. Jeremy Black, Anthony Green, Gods, Demons and Symbols of Ancient Mesopotamia: An Illustrated Dictionary
14. Richard Hallock, Persepolis Fortification Tablets
15. Daniel T. Potts, The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State

Images:

4. Left: Jona Lendering - CC0, Wikimedia, Right: Diego Delso, CC BY-SA 4.0, Wikimedia
5. Left: Osama Shukir Muhammed Amin FRCP(Glasg), CC BY-SA 4.0, Wikimedia, Right: Phillip Maiwald - Own work, CC BY-SA 3.0, Wikimedia
6. Bjørn Christian Tørrissen, bjornfree, CC BY-SA 3.0, Wikimedia
7. Sahand Ace - Own work, CC BY-SA 3.0, Wikimedia